funny

عنوان : نامه یه دختر به دوست پسرش(اخر خنده)

اگه كوچيك بود نتونستيد بخونيد تو كامپيوتر ذخيره كنيد بعد بخونيد
ارزشش رو داره ;)
.
.
..................................................
ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

مقام معظم.....

و گذشت... گذشت و سکوت حاکم فرما شد!دورانی که شخص اول حکومت پاره شدن قطعه عکسی را قبیح تر از دریده شدن سینه های جوانان این مملکت میداند.راستی کدامین مملکت؟مملکتی که به مانند وراثتی کثیف به دستان پسرش مجتبی افتاده...و امان امان امان از دستت ای... .همه میدانیم ولی سکوت...و شخصی که خود را دکتر میداند و مملکت را بدست خود گرفته تا نابودی کامل!ولی هر چه میجوییم اثری از یک دکتر در او نمیبینیم.شخصی که به گمانم به دلایل و عقده های دوران رشدش عشق سفر است.و بد دهنی و بی ادبی را برای خود ابهتی می داند.و دریغ از ذره ای ادب شعور و معرفت و و و.و حال که زلزله تهران را بهانه کرده تا از ورود سیل عظیم مخالفانش که عمدتا دانشجویان هستند به تهران جلوگیری کند.خس و خاشاک را یادتان هست؟سر کوبیدن مخالفان به طاق را چطور؟یا سوزش آنجایش را که به گمانش همه مانند او دائم السوزش هستند!و و و.اکنون هم که یک دانشگاه را به راحتی منحل می کنند!کوی دانشگاه را میبندند و... .این اتفاقات فقط در این گربه رخ میدهد!گربه ای که کفاف و توانایی  یافتن قره قروت مبارک را ندارد!آقاجان مگر چیست؟چیزی که زیاد است در مملکت ما نفت است و چیزی که در افقانستان:تریاک.ما بیشتر به آن نیاز داریم تا به این!نیاز شخص اول حکومت نیاز یک ملت است!!!!!!!!!و گله از جنس هاست که حتی بهترین جنس هم بالاخره سیبیل های مبارک را زرد کرده!پیپ ها که دیگر جای بحثی ندارد!و چه هماهنگی زیبایی بین مجلس و آغایان(به غ توجه لازم را مبذول فرمایید)رئیس مجلس ما هم همانند رئیس جمهور ما در ۵سال پیش چفیه را انداخته به گردن!و یکی هم به کمر!برای رئیس جمهوری ۳  سال آینده.آخر حیف است ایران آباد شود.خون های ریخته شده در سال قبل الکی که نبوده!برنامه دراز است و بس طولانی!و چه زیبا نمایندگان مفت خور و بس بی سواد ما در مجلس که به خور و خواب مشغولند دانشگاه ها را هم میخواهند پولی کنند!و کسی که پول نداشته باشد باید بمیرد.عزیزان از این عدالت بی پایان لذت میبرید؟!این است مملکت طاغوتی ما!ایران رو به نابودیست!اگر خمینی این روز را میدید ....خمینی چیزی میدانست که میگفت آخوند جماعت به درد سیاست نمیخورد.و فرزندانش را هم از حظور در سیاست منع کرد! وای بر شما که ایران را نابود کردید! مقامی که حتی مراجع تقلید قبولش ندارند!و هرازچند گاهی برای دستمالکشی باید به قم برود!کتاب ولی فقیه امام خمینی شریعتی یا مطهری را بخوانید و میفهمید که حتی ولی فقیه بودن او هم در هاله ای از ابهام است!و از نظر اسلامی هم او بعنوان طاغوت است!از نظر اسلام هم مقبولیت و مشروعیت ندارد چی برسد به دیگر چیز ها!و حال باید لذت ببرید.سیاست همراه با دین خوب است اگر درست باشد!اگر بتوان آن را اجرا کرد!که میبینید که این ساست و دین از طاغوت هم بدتر شده!در جامعه ما و دیگر جوامع دین و سیاست باید جدا باشد!تا آن روز که توانایی بیاید که به این زودی نخواهد آمد!امان از دستت ای...

                                                       برای ایران

اعتراض به پولی کردن دانشگاه ها

دانشجویان تمامی دانشگاه های سراسر کشور در اعتراض به پولی کردن دانشگاه ها شنبه و یکشنبه این هفته با نرفتن به دانشگاه ها دانشگاه ها را تعطیل و تحریم می کنند.

اطلاع رسانی کنید.

عکس طنز پرداخت 1میلیون تومن به هر نوزاد پس از تولد!!!!

 

طنز داستان های کتاب فارسی دوران دبستان!!!

گاو ما ما مي کرد...
گوسفند بع بع مي کرد...
و همه با هم فرياد مي زدند حسنک کجايي...


شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بودحسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي کند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز که حسنک با کبري چت مي کرد .کبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و ديگر با او چت نکند چون او با پتروس چت مي کرد.پتروس هميشه پاي کامپيوترش نشسته بود و چت مي کرد.پتروس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي کرد چون زياد چت کرده بود.او نمي دانست که سد تا چند لحظه ي ديگر مي شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.
براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما کوه روي ريل ريزش کرده بود .ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و کور بود .الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سير کند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است که ديکر در کتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد......................


پولی کرن دانشگاه ها!!!!

گسترش اعتراض ها به پولی کردن دانشگاه ها

خبرنامه دانشجویان ایران: نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه‌شنبه 11 آبان ماده و تبصره ای مبنی بر اینکه دانشگاه‌هاي دولتي مي‌توانند شعبي خودگردان در داخل و خارج كشور تاسيس كنند و در آنها از داوطلبان شهريه بگيرند تصویب و در بررسی برنامه پنجم توسعه با پذیرش دانشجوی پولی در دانشگاه های دولتی بدون آزمون موافقت کردند که این اقدام خشم دانشجویان را برانگیخته است.

ادامه خبرو توی سایت خبرنامه دانشجویان بخونین چون نمی خوام وبلاگ زیاد سیاسی بشه.

تو-دوست دخترت و دوستت

تو-دوست دخترت و دوستت

من و دوست دخترم و دوستم

مواظب خودت باش این دخترای گربه صفت نخورنت!!!

خاطرات يك دختر دانشجو (طنز)

خاطرات یک دختر دانشجو

 4fun
امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم کلاس ادبیات اینجاست؟ خندید و گفت : بله، اما تشکیل نمی شه ....
 

دوشنبه اول مهر :

امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم کلاس ادبیات اینجاست؟ خندید و گفت:بله، اما تشکیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفته ی اول که کلاس ها تشکیل نمی شود و خندید.با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!

دو هفته بعد، سه شنبه:

امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را دیدم از دور به من سلام کرد،من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می خواست از من خواستگاری کند. وارد کلاس که شدم استاد گفت:"دو هفته از کلاس ها گذشته،شما تا حالا کجا بودید؟" یکی از پسرهای کلاس گفت:لابد ایشان خواب بودن. من هم اخم کردم. اگر از من خواستگاری کند، هیچ وقت جوابش را نمی دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد طعنه نزند!

چهارشنبه:

امروز صبح قبل از اینکه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر کوچه کیک و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید که دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می خواست از من خواستگاری کند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می کرد، من قبول نمی کردم؛ آخر شرط اول من برای ازدواج این است که تحصیلات شوهرم اندازه ی خودم باشد!

جمعه:

امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را که برداشتم، پسری گفت: خانم میشه مزاحمتون بشم؟ من هم که فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و کارش پرسیدم و بعد گفتم که قصد ازدواج دارم، اما نمی دانم چی شد یخ کرد و گفتنه و تلفن را قطع کرد. گمانم باورش نمی شد که قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم خجالتی نباشد!

سه هفته بعد شنبه:

امروز سرم درد می کرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه که به مغازه اش بروم می گویم که قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتکلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم گیر نباشد!

سه شنبه:

امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت که حالا نباید به فکر ازدواج باشم. گفتکه می خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی که او نخواهد ازدواج کند دیگر جواب تلفنش را نمی دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فکر کنم داشت امتحانم می‌کرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

چهارشنبه:

امروز یکی از پسرهای سال بالایی که دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی کرد،من هم بخشیدمش. به نظرم می‌خواست از من خواستگاری کند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش می‌شوم؛ اما من قبول نمی‌کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم حواسش جمع باشد و به کسی تنه نزند!

جمعه:

امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم که تا قصد ازدواج نداشته باشد جوای تلفنش را نمی دهم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم مسئولیت پذیر باشد!

دوشنبه:

امروز از اصغرآقا بقال 2 تا کیک و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هایش که تو هم رفت فهمید که غیرتی است. حالا مطمئنمکه او نمی تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم غیرتی نباشد، چون این کارها قدیمی شده!

پنچ شنبه:

امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع کردم. با او هم ازدواج نمی کنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم هی مرا امتحان نکند!

دوشنبه:

امروز روز بدی بود. همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش کرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم کردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم وفادار باشد!

شنبه:

امروز یک پسر بچه توی مغازه ی اصغرآقا بقال بود. اول خیال کردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هی بابا بابا میگفت. دوزاریم افتاد که اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نکردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زن دیگری نداشته باشد!

یکشنبه:

امروز همان پسری که روز اول دیدمش اومد طرفم. می دانستم که دیر یا زود از من خواستگاری می کند. کمی که من و من کرد، خواست که از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاری کنم و اجازه بگیرم که کمی با او حرف بزند. من هم قبول نکردم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم چشم پاک باشد!

ترم آخر :

امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اکبرآقا مکانیک بشوم 

نبــرد رستم و جومونگ(طنز جالب و خواندنی)

نبــرد رستم و جومونگ(طنز جالب و خواندنی)


با اینکه جومونگ و دار و دستش دیر زمانی بود که از این مملکت رخت بربسته بودند و خبری ازشون نبود، کم و بیش می دیدیم که سی دی دی وی دی های جومونگ داره تو دست و بال یه عده جومونگیسم می چرخه. البته کسی هم مانع رونق بازار این اسطوره ی چشم بادومی ها نشد ولی از اونجا که میگن دست بالای دست بسیاره، اخیرا در خبرها آمده است که پس از پخش سریال "افسانه جومونگ" و استقبال فراوان بینندگان ایرانی (منظور همون جومونگیسم هاست) از این مجموعه خارجی (کره ای الاصل) برای مدتی پخش سریال‌های كره‌ای از تلویزیون ایران متوقف بود (خب الحمدلله) كه با پخش "امپراطوری بادها" (همون سری دوم جومونگ یا نوه جومونگ خودمون) كه ادامه سریال "افسانه جومونگ" محسوب می‌شود، (اونم با 36 قسمت) بار دیگر این روند در تلویزیون ایران از سر گرفته می‌شود (خدا بخیر کنه) یعنی جومونگیسم ها اینقدر آه و ناله کردند تا با وساطت صدا و سیما و مسئولین ذیربط شبکه 3 دوباره جناب جومونگ برگشت تا در جمعه های هر هفته شاهزاده موهیول و شاهزاده یئون و شاهزاده دو جین و تسو و یوری و هیاپ و یئو و ملكه میو و سوریو و نالگا و گوچو ، بشن مایه ی دلخوشی جومونگیسم های پرو پا قرص این مملکت ...21.gif


کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

به رستم چنین گفت اون جومونگ!
ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم

اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین

ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت

برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان

نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی

کانال 3 رو دیدی؟ کور که نیستی

در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ

جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین

(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه

کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست

دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد

که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان

که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران

کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!

دستشویی های شریف

دستشویی های خوابگاه مثلا بهترین دانشگاه کشور. (به نقاط رنگی شکل دقت کنید!!!)دقت کنید که توالت پر شده و آب بیرون اومده و مقدار زیادی از محتویات داخلی رو هم بیرون آورده!!!! ببخشید اگه بالا آوردین!!

امروز دحوالارض است

به امید آینده

چرا خانوم های زیبا با مرد های بد قیافه ازدواج میکنند؟

چرا خانوم های زیبا با مرد های بد قیافه ازدواج میکنند؟


از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.

تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند

محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن

تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است

یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت

 ...زوج های

این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند

محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد

یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، "این مشکل توست و خودت باید حلش کنی". اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، "من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟"

یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند

به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند

نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند

مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود

محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند

پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد
در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. 

به نقل از: گروه مارشال مدرن

به موقع بگو دوستت دارم

 

When U Were 15 Yrs OldI Said I Love U...
U Blushed.. U Look Down And Smile

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...

When U Were 20 Yrs Old, I Said I Love U...
U Put Ur Head On My Shoulder And
 Hold My Hand...
Afraid That I Might Dissapear...

وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی

When U Were 25 Yrs OldI Said I Love U...

U Prepare Breakfast And Serve It In Front Of Me

And Kiss My Forhead

N Said :"U Better Be Quick, Is''''s Gonna Be Late.."

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی  ..پیشونیم رو بوسیدی و

گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه

When U Were 30 Yrs OldI Said I Love U...
U Said: "If U Really Love Me, Please Come
 Back Early After Work.."

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری

.بعد از کارت زود بیا خونه

When U Were 40 Yrs OldI Said I Love U...
U Were Cleaning The Dining Table And Said
: "Ok Dear,
But It''''s Time For
U To Help Our Child With His/Her Revision.."

وقتی  40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری

تو درسها  به بچه مون کمک کنی

When U Were 50 Yrs OldI Said I Love U..
U Were Knitting And U Laugh At Me

وقتی  که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم  تو همونجور که بافتنی می بافتی

بهم نکاه کردی و خندیدی

When U Were 60 Yrs OldI Said I Love U...
U Smile At Me

وقتی  60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی...

When U Were 70 Yrs OldI Said I Love U...
We Sitting On The Rocking Chair With Our
 Glasses On..

I''''M Reading Your Love Letter That U Sent To Me 50 Yrs Ago..
With Our Hand Crossing Together

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود

When U Were 80 Yrs OldU Said U Love Me!
I Didn''''t Say Anything But Cried...

وقتی  که 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری..

نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد

That Day Must Be The Happiest Day Of My Life!
Because U Said U Love Me !!!

اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری

to tell someone how much you love,
how much you care.
Because when they''''re gone,
no matter how loud you shout and cry,
they won''''t hear you anymore

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی،

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

 

شبیه سازی راه رفتن زنان و مردان در حالات روحی مختلف

شبیه سازی راه رفتن زنان و مردان در حالات روحی مختلف

به لینک زیر برید و این حالات رو مشاهده کنید. البته می تونید با کلیدهایی که اختصاص داده شده از نظر آهستگی یا تندی سرعت، خوشحال یا غمگین بودن، عصبی یا ریلکس بودن قابلیت هایی رو در اون اعمال کنید و نتیجه رو ببینید که بسیار زیباست ...


http://biomotionlab.ca/Demos/BMLwalker.html


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خر سواري

خر سواري!!!!

خر سواري

 

 

4fun

بابا كجايين شما ها؟

ديگه نه نظري ‏. نه پستي. چيكار ميكنين شما ها؟

راستي مي خواين بعضي از عكس هاي دوران دبيرستان رو كه باهم داشتيم رو وبلاگ بزارم؟ تو نظرات همين پست بزارين. من بعد ميام نيگا مي كنم.