گفته بودم همیشه در انتظارت خواهم بود
گفته بودم
اگر نیلوفری را دیدم که شکفت
و کسی  که می‌آمد
صدای قدم‌هایش را باد آورد
اگر در زدند که در بکشایم
در انتظارت خواهم بود
زندگی برای من همین زمزمهء انتظار است
گذر سال‌ها
تکرار روزها.
 
گفته بودم همیشه بیادت خواهم بود
اگر کسی آمد و گفت و شنید
ابری آمد و غرشی کرد و
                                         باران بارید
برگی سبز و یا زرد شد
روزها گذشت
مو سفید و
                 عمر تنگ شد
من دلتنگ صدای قدم‌هایت
در انتظار آمدنت خواهم بود